رباعی در نوع خود بی همتاست. بدون به درازا کشاندن
مطلب، در چهار مصراع اندیشه، تخیل، احساس و آرزو با زیان موسیقاری بیان میگردد.
بدین دلیل در شنونده و خواننده نیز خیلی موثر واقع می افتد. بخصوص که رباعی خیلی
بیشتر از غزل شعر گوش هست. یعنی باید با صدای بلند خواند تا گوش بشنود و لذت ببرد.
بر عکس شعر مدرن که شعر چشم می باشد. شعر مدرن شعر گوش نیست، شعر چشم هستش. یعنی
برای مشاهده موسیفی شعر مدرن چشمها را روی کاغذ باید بدوزی. موسیقی شعر مدرن با
چشم قابل دریافت هست. موسیقی ایی که در سکوت نهفته هست و باید با چشم مشاهده گردد،
زیرا قابل دریافت با گوش نیست. اما رباعی شعر گوش هست. صدها سال این موسیقی تجربۀ
گوشی دارد. حتی کسانی که خواندن و نوشتن بلد نبوده اند از طریق حس شنوایی موسیقی
آنرا دریافته و ازبر کرده اند. یعنی واژه ها در رباعی به عیان رقص می کنند. رقص
آشکار، با موسیقی ایی که به گوش خطاب می کند ممکن می باشد. واژه ها در رباعی رقص
آشکار می کنند. از طرف دیگر رقص واژه ها در رباعی حماسی هستش. حتی اندوه نیر بصورت
اپیک و حماسی عرض اندام می کند. اما در شعر مدرن رقص واژه ها اندوهناک هست. ملودی
حزن و اندوه از طریق چشم کل وجود را فرا می گیرد. ولی در رباعی، رقص اندوهگین واژه
ها چون به شکل حماسی عرض اندام می کنند، حسرت زدا و فرح آفرین هستند. واژه ها
فاصله مکانی را از بین می برند و در درون تنگ یک رباعی اتحاد وجود ها میسر می
گردد. چه، هدف موسیقی و شعر از بین بردن مسافهتای مادی در درون ملودی و واژه هاست.
Hiç yorum yok:
Yorum Gönder